ایستادن و نوشتن نقدی بر کتاب بیرون از گذشته میان ایوان

نام اثر

بیرون از گذشته میان ایوان

پدید آورنده اثر

مهری بهرامی

انتشارات

نیلوفر

عکس پروفایل

اولین نقد نوشته شده برای این کتاب

نویسنده:حمید بابایی


نوشتن در شرایطی که روز به روز عرصه برای چاپ رمان و داستان کوتاه ایرانی تنگ تر می شود، شبیه مبارزه در تاریکی است. مبارزه ای بی امان با تمام چیزهایی که بشود به آنها فکر کرد. از ناشر و ارشاد گرفته تا زندگی شخصی نویسنده.
در چنین شرایطی نوشتن برای زنان به مراتب سخت تر می نمایاند. گویی زنان نویسنده باید در چندین حوزه به صورت توامان بجنگند. آنان باید برای زایش اثری که در جامعه مرد سالار و نرینه محور ما مورد پسند واقع شود زره به تن کنند و وارد میدان شوند.
در این روزگار وانفسا و درد آورد عرصه فرهنگ، کتاب بیرون از گذشته، میان ایوان از آن دست آثاری است که می توان آن را مغتنم شمرد. از چند منظر می توان اثر را مهم دید و در مورد آن بحث کرد.
اگر چه شاید در ابتدای داستان با وجود ساختار بازش می کوشد از طرح قصه کلاسیک شانه خالی کند و به سوی جهان فراداستان های پست مدرن حرکت کند، اما در نهایت اثر تن به طرح واره ای کلاسیک می دهد. داستان با دغدغه و درگیری نویسنده ای آغاز می شود که می کوشد برای شخصیت های جدید داستانش طرح و ربطی دقیق بنویسد. از همین سطور آغازین نویسنده نشان می دهد که قصد در پنهان کردن و ایجاد تعلیق کاذب ندارد. استراتژی متن در نشانه گذاری و ایجاد مفاهیم در پی نشانه ها است.
در واقع نویسنده می کوشد با ایجاد جهانی از نشانه ها داستان را به سمت سطح دومی بکشد که در آن نمادها و نشانه ها متن را جلو ببرند. به طور مثال زمانی که بحث از کفش سیندرلا می شود، نویسنده با ایجاد رابطه ای بینامتنی میان دو ساحت قصه و داستان می کوشد از اسطوره سیندرلا که به مفهوم دختر خاکستر نشین است ساخت شکنی کند.
دغدغه های شخصیت در نوشتن داستان با گره خوردن به امر زایش در سطح ابتدایی داستان گویی این پرسش را مطرح می کند که نوشتن مانند زاییدن امری دشوار و سخت است. این امر زمانی که با مسئله دست و پنجه نرم کردن راوی با سرطان و مرگ او گره می خورد وجوهی دیگر می یابد. گویی نویسنده امر نوشتن را مترادف زایش و مرگ می داند. نگرشی تراژیک که در مقابل مفهوم ساده انگارانه قصه ها با پایانی خوش است.
در واقع نویسنده تصویری باژگونه از قصه ها و تصاویر ما نسبت به داستان های عامیانه می دهد. هر چند در پایان اثر نویسنده با نشان دادن تصویری از نوزادی که تازه بدنیا آمده است می کوشد نگاه تلخ اثر را تلطیف کند، اما باز هم گویی در جهانی که زنان می کوشند راوی داستان های خویش باشند جز شرنگ به کام آنها ریخته نخواهد شد. شرنگی از جنس مرگ.
البته همین امر نیز با صورتی دیگر خود را نشان می دهد، در واقع نویسنده با هوشمندی از داستانی که ساخته نمی شود با زایش نوزاد داستان را به پایان می رساند و گویی نوزاد همان اثر مکتوبی است به نام بیرون از گذشته میان ایوان که حال به عنوان کتاب در اختیار مخاطب است.
عنوان اثر نیز نشان دهنده جایگاه راوی داستان به عنوان نظاره گر است، کسی که نگاه می کند و می نویسد. نویسنده ای که گویی دخالتی در امر نوشتن و نوشته شدن آثار ندارد. و فقط چون دوربینی باید ببیند و ماوقع را توصیف کند.

نظر شما درباره ی این نقد چیست

نقد شما بر این اثر چیست؟

please login to send new review

ایستادن و نوشتن نقدی بر کتاب بیرون از گذشته میان ایوان

دوسش دارم(0)

تاریخ انتشار۹۶/۰۵/۲۲

تعداد بازدید 0
توسط:حمید بابایی
QR code

به اشتراک گذاری نقد



ارسال پیام


اشتراک در دسته های مورد علاقه

نقدنامه

نقد نامه پایگاه داوری و قضاوت دوجانبه
از همه منتقدین محترم دعوت می‌شود، دیدگاه خود را درباره آثار هنری با دیگران به اشتراک بگذارند.

021-22747204
naghdname7@gmail.com

© قدرت گرفته از Open Classifieds / طراحی و بهینه سازی مدیاتیم