نقد و معرفی داستان گربه زیر باران

نام اثر

گربه زیر باران

پدید آورنده اثر

ارنست همینگوی

مترجم اثر

احمد گلشیری

انتشارات

عکس پروفایل

اولین نقد نوشته شده برای این کتاب

نویسنده:مینا عارفی‌دوست


دارد باران میبارد. ارنست روی صندلی چوبی اش نشسته و به باران نگاه می کند. نمی دانم چرا فکر میکنم مرد هتلدار داستان ، همان که دست های بزرگی داشت برای اعتراضات زن آمریکایی، باید شبیه ارنست باشد. حرف میزند. با خودش یا من نمیدانم. می گوید: اتفاقات کوچیک و به ظاهر بی اهمیت توی داستان می تونن بی نهایت مهم باشن.
می گویم: برای همین زن جرج یکهو دلش برای بچه گربه سوخت و رفت دنبالش؟ برای بچه گربه که نه. برای خودش. همزاد پنداری. زنی که دل می سوزاند برای تنهایی و نیازش. برای همین میخواهد خودش را بند کند به گربه ای ، تا از نوازشش گربه به خرخر بیاید و زن با تقسیم احساساتش ، نیاز به مهم بودن و اهمیت وجودیش تکمیل شود. خوب چه فرقی میکند! گربه ، جرج ، مرد هتلدار یا حتی یک بچه!
 
ارنست هنوز به باران نگاه میکند. همینگوی را میگویم. میگوید امان از دست زنها وقتی هزار بار موج دریا میشوند در خط طولانی دریا، می شکنند و باز برمیخیزند.اما حرفشان را مستقیم نمی گویند. زن داستان هم همینطور بود. زن داستان که نه ، همه ی شما زن ها. از گربه و موی کوتاه و غذایی با قاشق نقره ای میگویید اما نمیگویید کتاب کوفتی ات را بگذار کنار و با من حرف بزن. به من توجه کن!

گربه زیر باران داستانی روان شناختی است . تمامی اتفاقات، کلمات و تصاویربه گونه ای در کنار هم قرار می گیرند که سازنده ی شخصیت های اصلی داستان باشند. حوادث ارام و روزمره است. از جنس زندگی خود ما وقتی بحثمان میشود. وقتی در روابط احساس میکنیم چیزی کم است و نمی دانیم چیست و نمی توانیم به زبان بیاوریم. راز ماندگاری و داستان های خوب هم همین است. اینکه نویسنده میداند مثلن با یک گربه ی کوچک و چند دیالوگ ساده زنی را که تلاش میکند زنانگی اش را التیام بخشد و مردی که بی اعتنایی ناخواسته اش را با خواندن کتابی مخفی میکند نشان دهد.میگویند عینیت گرایی و خلاصه نویسی. اینکه توصیف احساسات و دلسوزی برای شخصیت های داستان در اثر جایی ندارد. در چنین فضایی نویسنده آن قدر با فضای داستانی خود عجین می شود که ممکن است فضای تعلیقی مثبت در اثر به وجود آورد. به گونه ای که مهم ترین چیز در اثر گفته نشود بلکه کلمات ، فضا و روایت داستان آنقدر جاندار و قوی باشند که بتوانند احساسات خواننده را برانگیزند و اتفاقات پنهان را برای خواننده ای باهوش بازگو کند. شبیه به کوه یخی که تنها یک هشتم ان بیرون است و شکوه حرکت و اتفاق داستان در هفت هشتم زیر آب است.

می خواهم بگویم داستان های خوب به همین اتفاقات کوچک توجه میکند. به همین نیاز های درونی. آدم ها اتفاقات مشترک دارند با هر فرهنگ و نژادی و در هر دوره ای! ادبیات آن زمان که می تواند بیانگر همان اتفاقات درونی مشترک یا حتی پاسخ گوی آنها باشد پایدار می شود. چیز یاد آدم می دهد...و این داستان توانسته این کار را در چند صفحه انجام دهد.

می گویم : ارنست زن جرج را احساس میکردم . گمان می کنم همه ی زنها به همین خوبی احساسش کنند.
ارنست می خندد. همینگوی میخندد.

نظر شما درباره ی این نقد چیست

نقد شما بر این اثر چیست؟

please login to send new review

نقد و معرفی داستان گربه زیر باران

دوسش دارم(0)

تاریخ انتشار۹۶/۰۱/۱۴

تعداد بازدید 0
توسط:مینا عارفی‌دوست
QR code

به اشتراک گذاری نقد



ارسال پیام


اشتراک در دسته های مورد علاقه

نقدنامه

نقد نامه پایگاه داوری و قضاوت دوجانبه
از همه منتقدین محترم دعوت می‌شود، دیدگاه خود را درباره آثار هنری با دیگران به اشتراک بگذارند.

021-22747204
naghdname7@gmail.com

© قدرت گرفته از Open Classifieds / طراحی و بهینه سازی مدیاتیم